213: من کجام؟

تویه این مدت که اینجاها پیدام نبود. تصمیماتی گرفتم. رفتم مدرسان.شریف ثبت نام کردم و پکیجم احتمالا تا دوشنبه به دستم میرسه. راستش انتخابم خیلی با تحقیق و پرسو جو بود. امیدوارم موفق بشم.  

2. قرار بود این هفته براتون سفرنامه و عکساشو بزارم که ببینید اما عکسها دسته همسری مونده و این هفته نشد که بیاد ایشالله هفته دیگه که بیاد براتون میزارم. البته عکس خودمو همسری رو رمز دار و فقط به دوستام میدم.

3. دیشب خوابه بدی دیدم. هنوز سرم از انعکاس جیغ هایه خودم تویه خواب درد میکنه. وحشتناک بود.

4. یکی از تصمیمات مهمه دیگه عقب انداختن عروسیمون بود. راستش تصمیمون برایه شهریور و مهر ماه امسال بود که فعلا انداختیمش عقب. راستش بین خودمون باشه اما می ترسم. نه از طولانی شدنه مدته عقدمون. نه. راستش منو و همسری تویه شرایط خاص ماکزیمم حدودا 4 روز در ماه پیش هم هستیم. از این نظر مشکلی ندارم. مشکلم اینکه میترسم با طولانی شدنش ارزوهامو برنامه هام برایه خونه ی خودم از بین بره. همونطور که الان کمرنگ شده. دیگه مثل ماه هاییه پیش برنامه ریزی و رویا پردازی  نمیکنم. علاقه ام برایه خریده جهیزیه کمرنگ شده. این اصلا خوب نیست. نمیخوام بزرگترین اتفاق زندگیم با طولانی شدنش برام کمرنگ و کم ارزش بشه. به هر حال سپردیم به خدا ایشالله که درست میشه.

5. سفرنامه آمادست. ایشالله همسری که بیاد با عکس براتون اپلود میکنم که ببینید! اینطوری بهتره. مگه نه؟؟؟

212: آری یا خیر

راستش میخواستم بیام سفر نامه خودمون رو آپ کنم اما این فکره کارشناسی ارشد بدجور رفته رویه مخم.

مخصوصا با این بیکاری چند روزه که واقعا دارم خودمو بی مصرف تصور میکنم عزمم بیشتر جزم شده که برم به سمت درس و یه فکره اساسی بکنم

تحقیقات کردمو و اکثرا بهم پکیج مدرسان.شریف رو پیشنهاد کردن.

حالا امروز رفتم حضورا صحبت کردمو و فردا قراره برم برایه ثبت نام البته اگه مشورتم با همسری هم خوب پیش بره.

راستش دو دلم که برم دنباله این جورش یا نه؟؟؟

حالا یه سوال داشتم. کسی از بین شما دوستایه وبلاگیم تجربه مدرسان شریف رو داشته؟؟؟ برنامه ریزی و پکیجش چه طوریه؟؟؟ میارزه که بخوام اینطوری و با برنامه اونا درس بخونم؟؟؟؟ خودم دوست دارم برم دنبالش اما می ترسم که نشه و قبول نشم و مسخره بشم!

منتظرما. یه راهنمایی هم از شما میخوام. مرسی از کمکتون

211: من برگشتم

فکر نمیکردم مسافرتم اینقد طولانی بشه اما شد.

یکباررفتم کافی نت که بنویسم اما وقتی مسئول کافی نت یه برگه گذاشت جلوم که اسمو و فامیلو و کد ملی رو بنویسم انگار بهم توهین شده باشه راهمو کشیدم و از کافی نت اومدم بیرون. 

سفرم بهم خیلی خوش گذشت و این سفر قسمت هایه سفر تو سفری هم داشت( یعنی مسافرت رفتیم)

الان هم خونه ی خودمون(خونه ی بابام اینا ) هستم. میام بیشتر توضیح میدم. که کجاها رفتیم و چیکارا کردیم. 

مرسی که به یادم بودین و ببخشید که بی خبرتون گذاشتم