148: خونه ی نقلیه ما
واااای اینقد نازه. اینقد با نمکه. از نقشش و طرز ساختش خوشم اومد. تقریبا با اون چیزی هم که فکر میکردم یکی بود. اتاق خوابش بزرگ بود و یه کمد دیواری داره. حموم توی اتاق خوابه و آشپزخونه ی بزرگ و خوبی داشت. توی راهرو بغل در ورودی جایی که اصلا به توی پذیرایی دید نداره هم دستشویی بود. کلا خوشگل بود و من عاشقش شدم و کلی نقشه کشیدم واسه اینورو و اونورش چیکارکنیم.
توی راهروش نور زیاده و کنار راه پله ها هم یه جایی هست که میشه توش گلدون گذاشت. جا کفشی و اینا هم که جاشو ذهنی گذاشتم. کلا اگه بگم توی این دو ساعت هزارو دو مدل مختلف خونرو توی ذهنم چیدم دروغ نگفتم.
وااای یعنی ما قراره بریم اون تو زندگی کنیم یه خونه ی خوشگل و کوچولوی نااااااااااااااااااااااااااازز
پ.ن: وای همسری منو تو قراره بریم اون تو. اونجا اولین خونه ایه که منو تو قراره زیر سقفش زندگی کنیم. قراره توش خوشبخت بشیم . عاشقتم که برام همیشه بهترین ها رو خواستی و انجامشون دادی
پ.ن2: خدایا مراقب زندگیم و عشقم و شوهرم باش. خدایا همه ی ادمها رو خوشبخت کن
بسم الله الرحمن الرحیم