همش دارم فکر میکنم چی بنویسم و چه طوری کلمات رو کنار هم بنشونم تا بتونن حق مهربونی ها و  خوبی هایه تورو ادا کنه.

هر کاری میکنم به این نتیجه میرسم که کلمات نمیتونن بگن چقد مهربونی و چقد روح بزرگی داری و چقد مردی.

میخوام از خوبی هات بنویسم اما انگار کلمات خم میشن زیر بار خوبی های تو

زیر بار عشق تو

انگار فقط و فقط باید خوشحالی خودمو از داشتنت فریاد بزنم

انگار فقط باید حسم رو، عشقم رو تویه روز تولدت داد بزنم.

باید خوشحالیمو از داشتنت ابراز کنم اما چه طوری؟

چه طوری بگم اگه نداشتمت نمیتونستم خیلی چیزها رو تحمل کنم؟

اگه نداشتمت نمیتونستم انقد راحت به همه چیز برسم؟

اصلا اگه نداشتمت زندگی برام معنا نداشت، زندگیه من!

خوشحالم چون دوباره روز تو رسید. روز تویی که وقتی رفتی کلاس اول من دو ماهه بودم.  

روزی تویی که بهم آرامش دادی. همه ی آرامشم تویه زندگیم از وجود پر از خوبیه توست عزیزم

تویی که دستات، لب.هات، آغوش گرمت و از همه مهمتر وجود نازنینت بهم آرامش میده.

 

ازت ممنونم به خاطر همه ی همراهی هات، همه ی انرژی ها و همه ی پشتیبانی هات.

امروز نه روز تولدت تو بلکه روز آغاز خوشبختی منه! آغاز روزهای پر از شادی و خوشحالی برای من! اغاز روزهای پر از رنگ شاد و پر از شیرینی با تو بودن! هر روزم با تو روز خوشبختی ست.

.

همسرم، همنفسم، همرازم، همدلم، همبسترم، همراهم، روز تولدت رو از صمیم قلبم با همه ی وجودم  بهت تبریک میگم.

ازت ممنونم که ماله من شدی! ماهیه قرمز کوچولوی دلم

 

پ.ن: اگه تو نبودی مطمئن باش زندگی من اصلا معنی نداشت. اگه تو نبودی نمیدونم چه طوری باید زندگی میکردم. اصلا مگه میشه بدون تو زندگی کرد؟؟؟؟

پ.ن2: ببخشید که نشد پیشت باشم و بو.سه بارونت کنم.